|
قــــقــــنـــــــــــــــــــــــو س موضوعات مختلف فرهنگی، ادبی، و سرگرمی
| ||||||||
|
میلاد با سعادت بانوی دو عالم و روز مادر بر همه مادران عزیز و مهربان مبارک باد.... [ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 23:51 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 13:21 ] [ رضــا بــاصـــری ]
چشمانم به نگاهت حسودی می کنند!
آشوب نگاه تو.. برچسبها: نگاه تو [ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 19:50 ] [ رضــا بــاصـــری ]
امشب در يك خواب عجيب رو به سمت كلمات باز خواهد شد. باد چيزي خواهد گفت. سيب خواهد افتاد، روي اوصاف زمين خواهد غلتيد، تا حضور وطن غايب شب خواهد رفت. سقف يك وهم فرو خواهد ريخت. چشم هوش محزون نباتي را خواهد ديد. پيچكي دور تماشاي خدا خواهد پيچيد. راز ، سر خواهد رفت. ريشه زهد زمان خواهد پوسيد. سر راه ظلمات لبه صحبت آب برق خواهد زد ، باطن آينه خواهد فهميد. امشب ساقه معني را وزش دوست تكان خواهد داد، بهت پرپر خواهد شد. ته شب ، يك حشره قسمت خرم تنهايي را تجربه خواهد كرد.....! داخل واژه صبح صبح خواهد شد.
[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 1:38 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ سه شنبه 20 دی1390 ] [ 23:52 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 17:39 ] [ رضــا بــاصـــری ]
کلیسای هالگریم در ریکیاویک، ایسلند
اتومیوم(Atomium) در بروکسل، بلژیک
پل چارلز در پراگ، جمهوری چک برچسبها: زیباترین مکانهای دنیا, سرزمینهای غیر عادی, مکانهای توریستی جهان, مکانهای گردشگری ادامه مطلب [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 11:10 ] [ رضــا بــاصـــری ]
اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است. نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد." بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند. از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده ؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس." بقیه مطلب و البته موارد جالب مطلب را در ادامه مطلب ببینید: برچسبها: بوسه, زندگی, زناشویی, طول عمر, زندگی رمانتیک ادامه مطلب [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 10:6 ] [ رضــا بــاصـــری ]
نازی مرد آن همه دویدن و سراب این همه درخشش و سیاه تا کجا من اومدم چطوری برگردم ؟ چه درازه سایه ام چه کبود پاهام من کجا خوابم برد ؟ یه چیزی دستم بود! کجا از دستم رفت ؟ من می خواهم برگردم به کودکی قول می دهم که از خونه پامو بیرون نذارم سایه مو دنبال نکنم تلخ تلخم, مثل یک خارک سبز سردمه و می دونم هیچ زمانی دیگه خرما نمی شم چه غریبم روی این خوشه سرخ من می خوام برگردم به کودکی!! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! کفش برگشت برامون کوچیکه پابرهنه نمی شه برگردم ؟ پل برگشت توان وزن ما را نداره! برگشتن ممکن نیست برای گذشتن از ناممکن , کی یو باید ببینیم؟!! رویا رو , رویا رو , رویا رو , رویا رو رویا را کجا زیارت بکنم ؟ در عالم خواب خواب به چشمام نمی آد! بشمار , تا سی بشمار … یک و دو یک و دو سه و چهار پنج و شش هفت و هشت نه و ده …
برچسبها: حسین پناهی [ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ] [ 22:53 ] [ رضــا بــاصـــری ]
من درد تو را ز دست اسان ندهم [ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 0:59 ] [ رضــا بــاصـــری ]
جکی ایوانکو (Jackie Evancho) پرطرفدارترین خواننده زیر ۲۱ سال آمریکا جکی ایوانکو (Jackie Evancho) (متولد ۹
آوریل ۲۰۰۰) خواننده کودک آمریکایی است. او پس از شرکت در پنجمین فصل از
برنامه تلویزیونی استعدادهای درخشان آمریکا و کسب جایگاه دوم در سن ده
سالگی به شهرت رسید و حالا یکی از معروفترین و پرطرفدارترین خواننده های
زیر ۲۱ سال آمریکا محسوب میشود و در همین سن کنسرت های پرطرفدرا برگزار
میکند.
![]() برچسبها: زیباترین خواننده دختر, پر طرفدارترین خواننده زیر 21 سال آمریکا, جوانترین خواننده تاریخ آمریکا ادامه مطلب [ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 21:23 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 15:40 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 10:44 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 10:31 ] [ رضــا بــاصـــری ]
امروزبرای من بهترین وقشنگ ترین روزدنیاست، ای کاش امروزبرفی بودتاهمه چیزرویایی می شد! امروزخورشیدپشت ابر،برای من درخشان ترازهرروزاست! ای کـــــــــاش باران می آمدتاهمه چیز رویـــــــــــــایی می شد! امروز... .....دلم میخواست تمام آسمان رابرایت میخریدم.. دلم میخواست تمام زمین رابرایت پیشکش می آوردم. دلم میخواست تمام زندگیــــــم رابه پـــــایت میـــــــریختم... ولی افسوس، تو دیگر نیستی............... ............................................................ [ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 9:48 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 10:13 ] [ رضــا بــاصـــری ]
روی نقاط رنگی روی بینی در عکس تمرکز کنید ، تا ۳۰ بشمارید
حالا به دیوار یا سقف سفید رنگ یا هر جایی که سفید یکدست باشد نگاه کنید
و شروع به پلک زدن کنید.
(پیشنهاد من اینه که یه تب جدید باز کنید صفحه سفید میاد ، حالا چشمک بزنید)
تبریک! شما فقط بامغزتان یک نگاتیو را ظاهر کردید! [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 9:48 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 0:19 ] [ رضــا بــاصـــری ]
روزی که خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای مشخص کردن جایگاه راز زندگی پیشنهاد بدهند. یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن. فرشته دیگری گفت: آن را در زیر دریاها قرار بده. سومی گفت: راز زندگی را در کوه ها قرار بده. ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند، در حالی که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد. در این هنگام یکی از فرشتگان گفت: فهمیدم کجا ای خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خویش نگاه کند. خداوند این فکر را پسندید..!
برچسبها: راز زندگی, پروردگار, فرشتگان [ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 2:46 ] [ رضــا بــاصـــری ]
یک
پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول
همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در
اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و
در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود
را شوت می کردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می
شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند. روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. منهم که به سن شما بودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی ۱۰۰۰ تومن به هر کدام از شما می دهم که بیائید اینجا و همین کارها را بکنید.» بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی ۱۰۰ تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟ بچه ها گفتند: «۱۰۰ تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط ۱۰۰ تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم.» و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد
[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 1:15 ] [ رضــا بــاصـــری ]
کاساندان و کورش کبیر کاساندان دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی بود. وی از اصالت ایرانی برخوردار بود. او همسر و همراه و همفکر همیشگی بزرگ مردی به نام کوروش بود. کوروش بزرگ در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. کوروش کاساندان را بسیار دوست میداشت.هنگام مرگ کاساندان در بابل ۶ روز عزای عمومی اعلام شد.مقبره کاساندان در پاسارگاد ، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد. پس از کورش بزرگ او نخستین شخصیت قدرتمند کشور بزرگ ایران بود. کاساندان ملکه 28 کشور آسیائی بود كه کورش بزرگ بر آنها پادشاهی می کرده است. مورخین یونانی و گزنفون از وی با نیکی و بزرگ منشی یاد می کرده اند. کاساندان
کاساندان ملکه ایران ۵ فرزند با نام های کمبوجیه ، بردیا ، آتوسا ، رکسانه و ارتیستونه داشت. پسر بزرگ کاساندان و کورش، کمبوجیه دوم، جهانگشایی کرد و مصر را به امپراتوری هخامنشیان افزود. بردیا نیز مدتی کوتاه بر تاج تخت نشست.
اما آتوسا را بیشک باید با دیدی دگر نگریست. چرا که دختر کورش بودن چنان «جایگاه ویژه ای» به او بخشید که داریوش بزرگ او را به همسری خویش برگزید. و فرهیختگی و درایت آتوسا در تمام طول تاریخ زبانزد شد.او ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ بود، «هرودوت» پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشیها داریوش یاور فکری و روحی داریوش بزرگ دانسته است.آتوسا شهبانوی ایران ، خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.همچنین زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی باهیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند.
آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان داریوش شاه همواره از نصیحتهای او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. آتوسا چندین بار در لشکرکشی های داریوش بزرگ یاور فکری و روحی او بود. چندین نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است. هرودوت از قول آتوسا
نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید: چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی
شوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمی کنی؟…… پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو
شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نائل شود تا به ایرانیان ثابت
شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند. اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد
باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. آتوسا از زیباترین و قدرتمندترین زنان در طی تاریخ امپراطوری پر شکوه ایران زمین بوده است که هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. او از مشوقین بزرگ آموزش و پرورش پارسی بود. او شعر می سروده و از زنان ادیب و با خرد روزگار خود بوده است …او خشایارشاه ، پادشاه قدرتمند ایرانی را برای امپراتوری پارس به ارث گذاشت. آتوسا
بی شک کاساندان مادری بزرگ بود که چنین فرزندان بزرگی پرورش داد که هر یک نامی نیک در تاریخ دارند. وی همچنین همسری نمونه بود چرا که در همه مراحل سخت دوشادوش کوروش کبیر حضور داشت و همراه همیشگی او بود. نوشته های تاریخی نشان می دهد كه كوروش نه تنها در امور سپاهیگری دارای نبوغ نظامی و در جهانگشایی و كشور داری بسیار انسان دوست و نوع پرور بوده بلكه در امور خانوادگی نیز یكی از وفادارترین مردان روزگار بوده است. (منبع: اینترنت)
برچسبها: کوروش و همسرش [ شنبه 12 فروردین1391 ] [ 12:40 ] [ رضــا بــاصـــری ]
برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم... اگر چه نگاهت آرامم می کند محتاج سخن گفتن با تو نیستم... اگر چه صدایت دلم را می لرزاند محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم... اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است! دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم دوست دارم بدانی ، حتی اگر کنارم نباشی ... باز هم ، نگاهت می کنم ... صدایت را می شنوم ... به تو تکیه می کنم همیشه با منی ، و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی.................
[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 10:57 ] [ رضــا بــاصـــری ]
«چه کسی باور کرد جنگل جان مرا ...................................
[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 10:54 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 9:6 ] [ رضــا بــاصـــری ]
منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) اینك كه به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم.
برچسبها: منشور کوروش, اولین اعلامیه حقوق بشر [ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 15:54 ] [ رضــا بــاصـــری ]
سلام دوستان خوبم
با تبریک سال نو. امیدوارم امسال سال خوب و پر برکتی باشه [ چهارشنبه 2 فروردین1391 ] [ 11:10 ] [ رضــا بــاصـــری ]
خدا يا زمان در گذر است. و مخلوقات در تغيير. و سال جديد در شرف حلول. و به ناچار تغيير تغيير تغيير.... پس برايتان ارزومندم که: زندگيتان به بهترينها تغيير کند.... فرا رسيدن عيد سعيد باستان اين يادگار نياکان بر شما دوستان عزیزم مبارک باد.. [ شنبه 27 اسفند1390 ] [ 11:23 ] [ رضــا بــاصـــری ]
بعدها مرگ من روزي فرا خواهد رسيد در بهاري روشن از امواج نور در زمستاني غبار آلود و دور يا خزاني خالي از فرياد و شور مرگ من روزي فرا خواهد رسيد روزي از اين تلخ و شيرين روزها روز پوچي همچو روزان دگر سايه اي ز امروز ها ‚ ديروزهاديدگانم همچو دالانهاي تار گونه هايم همچو مرمرهاي سرد ناگهان خوابي مرا خواهد ربود من تهي خواهم شد از فرياد درد مي خزند آرام روي دفترم دستهايم فارغ از افسون شعر ياد مي آرم كه در دستان من روزگاري شعله ميزد خون شعر خاك ميخواند مرا هر دم به خويش مي رسند از ره كه در خاكم نهند آه شايد عاشقانم نيمه شب گل به روي گور غمناكم نهند بعد من ناگه به يكسو مي روند پرده هاي تيره دنياي من چشمهاي ناشناسي مي خزند روي كاغذها و دفترهاي من در اتاق كوچكم پا مي نهد بعد من با ياد من بيگانه اي در بر آينه مي ماند به جاي تار مويي نقش دستي شانه اي مي رهم از خويش و ميمانم ز خويش هر چه بر جا مانده ويران مي شود روح من چون بادبان قايقي در افقها دور و پنهان ميشود مي شتابند از پي هم بي شكيب روزها و هفته ها و ماهها چشم تو در انتظار نامه اي خيره ميماند به چشم راهها ليك ديگر پيكر سرد مرا مي فشارد خاك دامنگير خاك بي تو دور از ضربه هاي قلب تو قلب من ميپوسد آنجا زير خاك بعد ها نام مرا باران و باد نرم ميشويند از رخسار سنگ گور من گمنام مي ماند به راه فارغ از افسانه هاي نام و ننگ برچسبها: مرگ [ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 22:48 ] [ رضــا بــاصـــری ]
دلم برای باغچه می سوزد کسی به فكر گل ها نيست کسی به فكر ماهی ها نيست کسی نمی خواهد باورکند که باغچه دارد می ميرد که قلب باغچه در زير آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهي می شود و حس باغچه انگار چيزی مجردست که در انزواي باغچه پوسيده ست .حياط خانه ما تنهاست حياط خانه ی ما در انتظار بارش يك ابر ناشناس خميازه ميكشد و حوض خانه ی ما خالی است ستاره های کوچك بی تجربه از ارتفاع درختان به خاك می افتد و از ميان پنجره های پريده رنگ خانه ی ماهی ها شب ها صدای سرفه می آيد حياط خانه ی ما تنهاست... [ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 22:36 ] [ رضــا بــاصـــری ]
[ سه شنبه 2 اسفند1390 ] [ 22:55 ] [ رضــا بــاصـــری ]
|
Online User | |||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||